خرید بک لینک

درباره سایت

روی ماه خداوند را ببوس ... !

امکانات وب

درود بر دوستان دور یا نزدیک

چون اینجا همیشه برای من خاص بوده میخوام شما که محرم اسرارید رو در جریان یک موضوعی بذارم به چند دلیل... شاید مهمترین دلیلش نوشتن موضوع و کمی آرامش باشه... و اینکه اینجا با حضور شما دوستان ناب برای من امنتره تا اینستاگرام پنج هزار و اندی نفره و...

داستان برمیگرده به چند وقت پیش که به دلیلی میخواستن یه نفر رو اخراج کنند... چون من معمولاً گوش شنوایی دارم و معمولا همه برای درددل یا مشورت پیشم میان ... که لطف خداست به نظرم... اومد پیش من تا اگه میتونم کمکش کنم... داستان زندگیش رو گفت و اینکه چقدر به کارش نیاز داره... اشتباهش رو هم پذیرفت ... من هم با کلی رایزنی و ریش گرو گذاشتن و... مانع این کار شدم... به سختی...بعد از اون هم گاه و بیگاه یا تماس داشت یا مراجعه حضوری و من هم سعی میکردم بخاطر فقط یک موضوع که از زندگیش گفت حواسم بیشتر بهش باشه... کمک هام رو هم در جنبه های مختلف بیشتر کردم... البته بخاطر همون موضوع خاص خودم گفتم هر جا هرکاری داشت بدون تعارف بگه... دوستان نزدیکتر میدونن که این جزو خصوصیات ذاتی منه... کاری از دستم بیاد حتی دشمن من هم باشه و بخواد دریغ نمیکنم... با شما که صادقم و می دانید... خلاصه که چند تا کار دیگه هم پیش اومد و براش انجام دادم... مرزها رو هم سعی میکردم رعایت کنم اما وقتی کسی تو رو امین خودش میدونه و آدم امن... ممکنه برخی مسایل خصوصی هم بگه و من واقعاً مثل بقیه برای ایشون هم سنگ تمام گذاشتم... اما گویا این 1 1 باعث 1 1 1 شده و این بنده ی خوب خدا تصور کرده که کارهای من مثلاً بخاطر این بوده که ... راحت باشم؟! اوکی... که من عاشقش شدم و قصدم از این همه کار این بوده و...

یه روز که حالش بد شده بود بردمش دکتر و کارهای مربوطه رو هم انجام دادم و ... یا مثلاً پدر و مادرش رو میخواست ببره مسافرت کارت سوخت دادم و اسکانش رو هماهنگ کردم... موعد چکش که رسیده بود و کمک لازم داشت هم کمکش کردم... ولی واقعاً برای همه همینطورم اگه دستم خالی نباشه... این هم دوستان نزدیکتر میدونن... مشکل حقوقی براش پیش اومده بود در یک معامله اون هم با کمک دوستان حل کردیم ...و و و

ایشون هم کارهایی میکرد مثلاً چند بار ناهار برام آورده بود که خب بیادبی بود اگه نمیگرفتم... بچه های اینستاگرام در جریان هستند چون من آدم شکمویی هستم

برچسب: نویسنده: مهتاب نیکنام تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 11:55

صفحه بندی